هموار کردن معنی انگلیسی even flatten grade level plane smooth واژههای انگلیسی با این معنی planish تخت کردن، هموار کردن، صاف کردن aggrade افزودن، هموار کردن، ضخيم کردن smoothen نرم کردن، صاف کردن، هموار کردن knobble قپه کوچک، برامدگي کوچک، گره کوچک ruggedized نا هموار شده، خشن شده، فعل گذشته خشونت کردن