دیکشنری فارسی

planish

معنی فارسی

تخت کردن هموار کردن صاف کردن پهن کردن صيقلي کردن پرداخت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/plan´ish/vt.

● (با چکش‌کاری یا نورد) صافکاری کردن، صاف کردن

planishing hammer

چکش صافکاری

واژه‌های دیگر با معنی «تخت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن