همواره معنی انگلیسی always ceaseless continual continuous ever واژههای انگلیسی با این معنی gyrocompass نوعي قطب نما که همواره شمال حقيقي را، نشانميدهد. ever هميشه، همواره، همه وقت eer هميشه، همواره، همه وقت dwindle رفته رفته کوچک شدن، همواره کوچک شدن، کم شدن wet-bulb termometere ترمومتري که در آن جزء حساس توسط پارچه اي، که همواره با آب مرطوب نگاه داشته ميشود، احاطه شده است invariably بطور ثابت، بطور تغيير ناپذير، همواره bib سينه بند بچه، پيش گير، ميگساري کردن say's law قانون سي . براساس اين قانون، عرضه، تقاضاي خود را بوجود مي آورد بنابراين