دیکشنری فارسی

ever

UKevər US'evə

معنی فارسی

هميشه همواره همه وقت هرگز هيچ هيچگاه اصلا پيوسته

معنی کامل و مثال‌ها

/ev´ǝr/adv.

همیشه، همواره، پیوسته

and they lived happily ever after

و پس از آن همواره خوشحال و خرم زندگی کردند.

I'll love you for ever and ever

همیشه تو را دوست خواهم داشت.

he is ever making the same mistake

او پیوسته همین اشتباه را می‌کند.

هرگز، تا کنون، تا حال

have you ever met her?

هرگز او را ملاقات کرده‌ای‌؟

have you ever seen an elephant?

آیا تاکنون فیل دیده‌ای‌؟

(برای تاکید) آخر، آخه، هرگز

how will I ever pay you for your kindness!

چگونه (هرگز) تلافی محبت‌های شما را بکنم‌!

I am ever so tired!

آخ که چقدر خسته‌ام‌!

we were ever so glad to meet her!

از ملاقات او بسیار مسرور شدیم‌!

(برای تاکید) تا آن زمان، تا آن هنگام، تا این هنگام

that was their first defeat ever

این اولین شکست آنها (تا آن زمان) بود.

* ever and anon (or again)

(قدیمی) گاه به گاه، چند وقت یک بار، هر چند یک بار

* ever since

از (آن وقت)، از آن هنگام، از آن موقع (تا حال)

she has been wearing black ever since her husband's death

از (موقع) مرگ شوهرش تا حال سیاهپوش شده است.

* ever so

(عامیانه) بسیار، خیلی، بی اندازه، بی نهایت

I am ever so thankful to you!

بی نهایت از شما سپاسگزارم‌!

* forever

(برای) همیشه، پیوسته

* forever and ever (or forever and a day)

تا ابدالاباد، تا ابد، تا دنیاهست، همیشه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. at any time “did you ever smoke?” “the best con man of all time”
  2. at all times; all the time and on every occasion “I will always be there to help you” “always arrives on time” “there is always some pollution in the air” “ever hoping to strike it rich” “ever busy”
  3. (intensifier for adjectives) very “she was ever so friendly”

مترادف‌ها

adverb
1. At any time.
2. Always, evermore, perpetually, continually, eternally, aye, for aye, forever, at all times, to the end of time, through all ages, till doomsday.

واژه‌های دیگر با معنی «هميشه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن