toujours معنی فارسی هميشه معنی کامل و مثالها /tōō zhōōr´/adv.● (فرانسه) همیشه واژههای دیگر با معنی «هميشه» ever هميشه، همواره، همه وقت ay هميشه، ابد، براي هميشه perpetually هميشه، دائما، بطور ابدي alway هميشه، پيوسته، همه وقت. eer هميشه، همواره، همه وقت everywhen هميشه، پيوسته، همه وقت semper هميشه، تاابد evermore هميشه sempre هميشه . everblooming هميشه بهار، هميشه شکوفا.