everywhen معنی فارسی هميشه پيوسته همه وقت واژههای دیگر با معنی «هميشه» ever هميشه، همواره، همه وقت ay هميشه، ابد، براي هميشه perpetually هميشه، دائما، بطور ابدي alway هميشه، پيوسته، همه وقت. eer هميشه، همواره، همه وقت semper هميشه، تاابد evermore هميشه toujours هميشه sempre هميشه . everblooming هميشه بهار، هميشه شکوفا.