همگام معنی انگلیسی concordant concurrent واژههای انگلیسی با این معنی synchronous circuit مدار همگام covariation تغيير همگام synchronized همگام شده . synchronous transmission مخابره همگام، انتقال همزمان، مخابره همزمان synchronous device دستگاه همگام، دستگاه همزمان synchronous system سيستم همگام. sync کاراکتر همگام sync character کاراکتر همگام synchronous computer کامپيوتر همگام، کامپيوتر همزمان tape synchronizer همگام کننده نوار. synchronous multiplexor تسهيم کننده همگام. technetronic وابسته به کاربرد همگام تکنولوژي و الکترونيک، تکنوترانيک stdm Synchronous Time-Devision Multiplexing، تسهيم زماني همگام sync signal [سيگنال همزماني]، شکل مختصر synchronization signal (سيگنال، همگام سازي) HDLC حروف اختصاري High-level Data Link Control (به، مفهوم کنترل ارتباط داده اي سطح بالا)، يک پروتکل mainline راه يا مسير اصلي، شاهراه، خط اصلي PCI local bus [گذر گاه محلي bus]، شکل خلاصه Peripheral Component Interconnect، local bus