همین ...
معنی انگلیسی
but
واژههای انگلیسی با این معنی
- hemin همين
- pan cosmism اعتقاد باينکه هر چه هست همين ماديات است
- similar همينطور، به همين نحو، بطور متشابه
- last sunday يکشنبه گذشته، همين يکشنبه که گذشت
- repeat range فرمان برد از نو (توپخانه)، با همين مسافت تيراندازي کنيد
- close corporation شرکتي با صاحبان سهام محدود که معمولا"، همين صاحبان سهام نيز مديريت و ساير امور، شرکت را بر عهده دارند
- not-self نامي است که به ساختمانهاي پادگني (آنتي ژن) که براي، يک موجود زنده در حکم ماده خارجي است داده ميشود اين، مواد سبب ايجاد پادتن ها (آنتي بادي) در برابر خود شده و
- universal roll نورد يونيورسال، براي شکل دادن تيرهاي، بال پهن معمولا با چهار استوانه دوار نورد
- butterscotch تافي، شکلات شکر زرد وعصاره ذرت.، مزه ي اين آب نبات
- Q.P. مخفف (quanti-Pirquet reaction) به معني کمي پيرکه، واکنش پيرکه که عکس العملي است که پس از تلقيح سم، باسيل سل در پوست ايجاد مي شود و در بيماران مسلول
- blockbusting دلال معاملات ملکي که به مالکان محل به، خصوصي، هشدار ميدهد که به زودي سياهپوستان در آن
- balfour declaration اعلاميه بالفور، منظور نامه اي است که آرتور جيمز بالفور، وزير خارجه بريتانيا به سال 1917 براي لر
- just مناسب، جور، متناسب