هواپیما معنی انگلیسی aboard aircraft airplane craft ship واژههای انگلیسی با این معنی aircraft هواپيما، طياره، بالون aeroplane هواپيما، طياره، آسمان پيما air-plane هواپيما، طياره air-craft هواپيما airplain هواپيما airplane هواپيما anti-aircraft ضد هواپيما aerocommander نوعي هواپيما aviation fuel سوخت هواپيما airframe اسکلت هواپيما، شاسي هواپيما، بدنه هواپيما avgas بنزين هواپيما، سوخت طياره . joystick فرمان هواپيما، دسته ي بازي AGL رادار هواپيما aircraft engine موتور هواپيما aircraft gun laying رادار هواپيما aircraft records اسناد هواپيما aircraft repair تعمير هواپيما aviation gasoline بنزين هواپيما hijacking هواپيما ربائي aeromechanic مکانيک هواپيما، مربوط به مکانيک هواپيمايي. albatrose يک نوع هواپيما، هواپيماي الباتروس aircraft inspection بازرسي هواپيما flight manifest بارنامه هواپيما، بارنامه پرواز يا ليست مسافرين هواپيما ground crew کارکنان هواپيما، متخصصين فني ومکانيک هاي هواپيما.