هول معنی انگلیسی alarm hurry panic scare start واژههای انگلیسی با این معنی push off تنه زدن و هول دادن shock تکان، هول، صدمه horrified ترساندن، هول دادن، وحشت زده کردن horrify ترساندن، هول دادن، وحشت زده کردن scare ترساندن، چشم ترسيده کردن، هول دادن offhanded بي مطالعه، بي انديشه، هول هلکي affright ترساندن، ترس، وحشت