و این
معنی انگلیسی
which
واژههای انگلیسی با این معنی
- Frankenstein رمان فرانکناشتاين و نام شخصيت اصلي اين، رمان، هر کسيکه توسط کار يا اختراع خود نابود شود
- cruiserweight مشت زن ميان اين دو وزن: سنگين وزن و ميان، وزن
- abdomino اين كلمه بصورت پيشوند بكار رفته و بمعني شکم ميباشد
- abs پيشوندي است لاتيني كه همان پيشوند ab-ميباشد و بمعني «دور از» و «غير از» و «از» ميباشد و قبل از حروف c و pو t به اين صورت درمي آيد
- bolognese اهل شهر بولونا در ايتاليا، وابسته به اين شهر و مردم آن
- kingwood شهچوب، چوب محکم و بنفش رنگ اين درخت
- pasodoble موسيقي پاسودوبله، رقص شاد و تند همراه اين موسيقي
- trierarch فرمانده ناو جنگي سه رجه، سازنده و مهيا کننده ي اين نوع کشتي
- judicial separaion جدايي زن و شوهر از نظر حقوقي، در اين حالت زن و شوهر از هر جهت مجرد، محسوب مي شوند ولي حق ازدواج مجدد را
- april fool کسي که در روز اول اوريل الت تفريح مي شود، شوخي ها و دروغ هاي مرسوم در اين روز.
- collegiality اشتراک و تساوي اختيارات، اين اصل: اختيارات و صلاحيتها بين پاپ و، اسقفها مشترکاست
- phototransistor نيمه هادي حالت جامد که با جذب نور، حفره هايي در آن ايجاد ميشود و اين جريان، توسط عمل ترانزيستور تا چندين برابر
- trade unionism سيستم اتحاديه اي، سيستمي که معتقد به بسط و توسعه اين گونه، اتحاديه هاست
- hylotheistic يکي داننده ء خدا و ماده، مربوط به اين اعتقاد که خدا و ماده يکي است
- darvon رجوع شود به propoxyphene hydrochloride، اين دارو به همراه آسپيرين و کافئين و فناستين
- Ugric زبانهاي اوگريک، وابسته به اين زبانها و مردمي که به آنها تکلم، ميکنند
- argininosuccinic-aciduria وارد شدن اسيد آرژينينوسوکسينيک در ادرار که علامت، نقص جبلي در سوخت و ساز يا متابوليسم است اين نقصاا، يجاد کند ذهني نيز ميکند .
- L0 نشانه ايست که ارليخ براي مخلوط سم و ضد سم قرار داده، است اين مخلوط بي اثر بوده و سبب مرگ حيوان نميشود.
- Ma. نشانه اختصاري عنصر ماسوريوم ( masurium) که عنصري، است فلزي بشماره اتمي 43 و وزن اتمي 99 نام جديد اين، عنصر تکنتيوم است و علامت اختصاري آن Tc ميباشد.
- suchlike اينگونه، از اين گونه، اين قبيل و مانند آن
- flamenco رقص تند کوليها اسپانيا، رقص فلامنکو.، موسيقي و آواز اين رقص
- haver ياوه گويي کردن، ترديد کردن، اين دست و آن دست کردن
- shuffle بر زدن، بهم اميختن، اين سووان سو و حرکت دادن
- dinette غذاي گرم، اطاق کوچک ناهار خوري.، ميز و صندليهاي اين اتاقک