و نه معنی انگلیسی nor واژههای انگلیسی با این معنی adiaphorous نه خوب و نه بد، بيتفاوت، مباح empircism روش و فرضيه اي که مبني بر تجربه و ازمايش، باشد(نه براساس علم و تئوري)، تجربه گرايي. digital read-out نمايش داده ها توسط آلات دقيق بصورت، ديجيتالي و نه توسط حرکت عقربه روي، صفحه مدرج ground-adjustable propeller ملخي که گام آنرا تنها از خارج و روي، زمين ميتوان تغيير داد و نه در حال پرواز variable-geometry engine موتور مکنده هواي مافوق صوت که بمنظور، افزايش راندمان نه تنها شکل و مساحت دهانه، ورودي و نازل خروجي بلکه مسير جريان داخل mediocrity ميانه گي، حد وسط، آدم ميانه حال hole سوراخ، گودال، حفره borderline نوارمرزي، خط سرحدي، خط فاصل frankpledge تقسيم مردم به گروه هاي ده نفري و مسئول، سازي هر نفر نسبت به رفتار نه نفر ديگر، عضو اينگروه ده نفري ambivert ميان گرا، شخصي که نه زياد بعالم باطني توجه دارد نه، بعالم خارجي spiller انداختن تمام ميله هاي بولينگ با، خوش شانسي نه مهارت، موجي که آهسته و يکنواخت مي شکند liberal education آموزش و پرورشي که براي روشن کردن فکر باشد، نه براي مقاصد پيشه اي