وا داشتن معنی انگلیسی get obligate oblige stir train واژههای انگلیسی با این معنی intermit تا چندي وا داشتن، تا چندي ول دادن، نوبت داشتن suborn بکار بد وا داشتن، بکار نادرست يا گواهي دروغ وا داشتن