وابسته به جزیره
معنی انگلیسی
insular
واژههای انگلیسی با این معنی
- rhodian وابسته به جزيره rhodes، اهل جزيره رودز
- Korean وابسته به جزيره کره، اهل کره، زبان کره
- Manx وابسته به جزيره انسان، لهجه ايکه در جزيره نامبرده بدانسخنميگويند، زبان منکس
- delian وابسته به جزيره ي دلوس، اهل جزيزه ي دلوس
- Indonesian وابسته به جزيره هايهندشرقي، زبان اندونزي
- peloponnesian وابسته به شبه جزيره جنوبي يونان
- Parian وابسته به جزيره ايدردرياياژه که مرمريان، بناماست، وابسته به مرمر پاروس
- Polynesian وابسته به جزيره هاي POLNESIA در اقيانوسارام، وابسته به زبان و فرهنگ مردم پلي نزي
- Balinese وابسته به جزيره ي بالي و مردم و زبان و فرهنگ، آن، بومي يا ساکن بالي
- Samoan وابسته به يا اهل جزيره ساموا واقع در پلينزي.، وابسته به ساموآ، زبان ساموآ
- Malay وابسته به مالاکا، زبان مالي، وابسته به شبه جزيره ي ماله و مردم و فرهنگ آن
- Iberian ايبري :، اهل Iberia که نام پيشين شبه، جزيره ءاسپانياوپرتغالبوده
- Sardinian اهل جزيره ي ساردني، گويش ساردني، وابسته به ساردني و مردم و فرهنگ آن
- GU مخفف: وابسته به آلت تناسلي و پيشابراه، جزيره ي گوام