وابسته به روان معنی انگلیسی psychic واژههای انگلیسی با این معنی psychological وابسته به روان شناسي psychologies وابسته به روان شناسي psychology وابسته به روان شناسي psychotomimetic داروي روان پريشي زا، وابسته به روان پريشي زايي psychotropic داروي روان گردان، وابسته به داروهاي روان گردان psychochemical روانگردان، وابسته به داروهاي روان گردان psychographic وابسته به نمودار رواني، روان نموداري، وابسته به روان نمودار شناسي psychedelic وابسته به توهم زايي، توهم زا، روان گردان