وابسته به زمان معنی انگلیسی time واژههای انگلیسی با این معنی time dependent وابسته به زمان. horlogic وابسته به زمان سنجي. pre adamite انسان پيش از ادم، وابسته به پيش از زمان ادم peacetime دوران صلح، زمان فراغت از جنگ، وابسته به زمان صلح wartime دوران جنگ، زمان جنگ، وابسته به زمان جنگ aoristic غير معين، نامعين، وابسته به زمان ماضي غير معين spatiotemporal وابسته بفضا و زمان، فضايي و زماني، فضايي وحال. upswept زمان گذشته و اسم مفعول: upsweep، داراي قوس يا کشيدگي به سوي بالا، وابسته به گيسوي بالازده