وابسته به شهر
معنی انگلیسی
city municipal town urban
واژههای انگلیسی با این معنی
- Pekingese وابسته به شهر پکن، پکني، اهل پکن
- Ephesian وابسته به شهر افسس، افسسي، بومي اين شهر
- citywide وابسته به همه ي شهر، سرتاسر شهري
- Mycenaean وابسته به شهر مايسينه، وابسته به تمدن مايسينه اي
- cumaean وابسته به شهر باستاني کومه، کومه اي، وابسته به الهه ي کومه
- Mancunian وابسته به يا ساکن شهر منچستر، منچستري
- suburbicarian وابسته به اطراف شهر پيراشهري
- eleusinian وابسته به شهر الوسيس: Eleusis، وابسته به مراسم مذهبي به نام mysteries، Eleusinian که هر ساله به افتخار
- Tridentine وابسته به شهر ترنت در ايتاليا، ترنتي، وابسته به شوراي ترنت و احکام آن
- etonian وابسته به شهر يا مدرسه ي ايتون، شاگرد مدرسه ي ايتون
- Venetian وابسته به شهر vonice درايتاليا، اهل ونيس، ونيسي
- Cyrenaic وابسته به ناحيه ي سيرنايکا و شهر سيرين، وابسته به مکتب فلسفي شهوت گرايي که، توسطاگريستيپوس يوناني در شهر باستاني
- pompeian وابسته به شهر ايتاليايي که زير خاکسترهاي، اتش نشاني پنهان است
- tarpeian وابسته به صخره اي در شهر روم که خيانتکاران، را از آن فرو ميافکندند
- persepolitan وابسته به ويرانه هاي تخت جمشيد يا شهر فارسه، اهل فارسه يا استخر
- Punic قرطاجني، وابسته به شهر باستاني، خائن
- bolognese اهل شهر بولونا در ايتاليا، وابسته به اين شهر و مردم آن
- metropolitan پايتختي، وابسته به پايتخت يا شهر عمده متران، مطران
- Capitoline يکي از هفت تپه اي که شهر روم بر آنها بنا شده، است، تپه ي کاپيتولين
- backwoods اراضي جنگلي دوراز شهر، جنگلهاي دورافتاده .، جاي دورافتاده و کم جمعيت
- Oxonian وابسته به دانشگاه OXFORD، فارغالتحصيلدانشگاه آکسفورد، دانشجوي پيشين دانشگاه آکسفورد