وابسته به عصب معنی انگلیسی neural واژههای انگلیسی با این معنی sensorineural وابسته به عصب حسي، سوهش عصبي interneural وابسته به سلول عصب، داخل عصبي. vagal وابسته به عصب دهم مغز، ريوي معدي vasovagal وابسته به کار عصب دهم مغز neurologic وابسته به عصب شناسي يا پي شناسي. trigeminal عصب سه قلو، عصب سه شاخه، وابسته به عصب سه شاخه sympathetics همدرد، دلسوز، شفيق nervous وابسته به پي، مربوط به اعصاب پر عصب، پر گوشت ganglionic عقده اي، وابسته بغده عصب، شبيه به غده عصب