دیکشنری فارسی

ganglionic

US'gæŋglı'ɔnık

معنی فارسی

عقده اي ، وابسته بغده عصب ، شبيه به غده عصب

معنی کامل و مثال‌ها

/-än´ik/adj.

وابسته به گانگلیون (یا توده‌ای از سلول‌های عصبی)، غده‌ای، غلافی، حفره‌ای، وابسته به تومور کیستی، دژ پیهی

واژه‌های دیگر با معنی «عقده اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن