ganglionic
US'gæŋglı'ɔnık
معنی فارسی
عقده اي ، وابسته بغده عصب ، شبيه به غده عصب
معنی کامل و مثالها
/-än´ik/adj.
● وابسته به گانگلیون (یا تودهای از سلولهای عصبی)، غدهای، غلافی، حفرهای، وابسته به تومور کیستی، دژ پیهی