وابسته به کشور
معنی انگلیسی
ese _
واژههای انگلیسی با این معنی
- Lilliputian وابسته به کشور ليلي پوت، ليلي پوتي، ريزه اندام
- intercultural وابسته به فرهنگ دو کشور، بين فرهنگي.
- Salvadoran وابسته به کشور ال سالوادور و مردم و فرهنگ، آن، اهل ال سالوادور
- Castilian وابسته به ناحيه ي کاستيل در کشور اسپانيا و، مردم و زبان و فرهنگ آن، اهل کاستيل
- Croatian وابسته به کشور کروات و مردم و زبان و فرهنگ، آن، کروات
- Judaic وابسته به يهودا، وابسته به کشور يهوديه، وابسته به جهودان و مذهب يهود
- Hindustani هندوستاني.، وابسته به کشور هندوستان و مردم آن، وابسته به گويش هندوستاني
- czechoslovak اهل کشور چکسلواکي، وابسته به کشور سابق چکسلواکي و مردم آن
- Israeli اسرائيلي، اهل سرزمين اسرائيل، وابسته به کشور و مردم اسرائيل
- Czech اهل ~ لاخاثوهش~ که ولايتي است، درچکوسلواکي، زبان چک
- fuegian عضو قبيله اي از سرخپوستان که در تيرادل، فوگو در جنوب کشور آرژانتين زيست ميکردند، وابسته به اين سرخپوستان و زبانو فرهنگ آنان
- Mongolian مغولي، وابسته به نژاد زرد پوست و راست مو، مغول
- Ukrainian اهل اوکراني در کشور شوروي.، زبان اوکراني، وابسته به زبان و فرهنگ مردم اوکراين
- Fijian اهل کشور فيجي، وابسته به زبان و فرهنگ مردم فيجي، زبان فيجي