وابسته به گروه معنی انگلیسی team واژههای انگلیسی با این معنی proletarian وابسته به گروه رنجبران، رنجبر، فقير و بيچاره cliquey وابسته به دسته يا گروه، وابسته به جرگه . cliquy وابسته به دسته يا گروه، وابسته به جرگه . aidman سرباز وظيفه ي وابسته به گروه پزشکي، مامور بهداري، ارتش philippine وابسته به آبخست گروه فيليپين و مردم و، فرهنگ و زبان آن، فيليپيني Marquesan وابسته به بوميان آبخست گروه مارکاز و زبان، آنها، بومي مارکازي kalium پوطاسيوم (جسم بسيطي که وابسته به گروه قلياها، ميباشد) corporatist صنفگراي، وابسته به نظام سياسي متکي بر گروه هاي، متشکل سياسي که به ثبت رسيده و Bloomsbury گروهي از نويسندگان انگليسي در قرن بيستم، که در محله ي بلومزبري با هم محشور بودند، وابسته به اين گروه fetial هر يک از بيست روحاني که در مراسم تشريفاتي، و همچنين امور مشورتي نقش داشتند .، وابسته به اين گروه Faeroese اهل آبخست گروه فرو، زبان فرويي، وابسته به آبخست گروه فرو republican جمهوري خواه، (وابسته به) جمهوري، گروه زي