وادار کننده معنی انگلیسی compelling inducer persuader persuasion persuasive واژههای انگلیسی با این معنی impellor وادار کننده، پيش برنده، تشجيح کننده . suasive وادار کننده، ترغيب اميز، تحريک اميز. persuasive متقاعدسازنده، وادار کننده، اغوا کننده impellent رانمنده، سوق دهنده، جنباننده