وادارسازی معنی انگلیسی constraint inducement واژههای انگلیسی با این معنی incitation انگيزش، وادارسازي، اغوا persuasion اغوا، ترغيب، وادارسازي instigation انگيزش، تحريک، وادارسازي exhortation نصيحت، اندرز، وادارسازي (با اندرز) impressmeat باز گيري، مصادره، وادارسازي بخدمت لشکري يا دريايي