impressmeat معنی فارسی باز گيري ، مصادره ، وادارسازي بخدمت لشکري يا دريايي واژههای دیگر با معنی «باز گيري» resumption از سر گيري، ادامه، اغازدوباره iteration تکرار، باز گويي، دوباره گويي preservative نگاه دارنده، از تباهي باز دارنده، جلو گيري از فاسد شدن preventable جلو گيري کردني، قابل جلو گيري، باز داشتني declipping لکه گيري، باز کردن، از خشاب درآوردن inhibiter باز دارنده، جلو گيري کننده inhibitor باز دارنده، جلو گيري کننده