وازده کردن معنی انگلیسی bastardize satiate واژههای انگلیسی با این معنی cloy سير کردن، وازده کردن، بي رغبت کردن sate سير کردن، راضي کردن، فرو نشاندن rejcet وازدن، نپذيرفتن، نپسنديدن