دیکشنری فارسی

sate

معنی فارسی

سير کردن راضي کردن فرو نشاندن وازده کردن

مترادف‌ها

verb active
See satiate.

واژه‌های دیگر با معنی «سير کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن