دیکشنری فارسی

detour

UKdiːteər USdı'tuə

معنی فارسی

انحراف ، خط سير را منحرف کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´toor´; dē toor´, di-/n.,vi., vt.

بیراهه، کژراهه، راه فرعی

راه انحرافی (که هنگام تعمیر و بسته بودن راه اصلی به کار می‌رود)

the road was closed and we had to take a detour

راه بسته بود و مجبور شدیم از یک راه انحرافی برویم.

از بیراهه رفتن، از راه فرعی یا انحرافی رفتن یا بردن

because of the accident they detoured all the cars

به خاطر تصادف همه ماشین‌ها را از راه فرعی عبور دادند.

(برای احتراز از شلوغی و غیره) دور زدن

we made a detour of Ghom and went straight for Kashan

ما قم را دور زدیم و مستقیما به سوی کاشان رفتیم.

مترادف‌ها

noun
[Fr.] Circuitous route, indirect way, roundabout way.

واژه‌های دیگر با معنی «انحراف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن