دیکشنری فارسی

detour

UKdiːteər USdı'tuə

معنی فارسی

انحراف ، خط سير را منحرف کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´toor´; dē toor´, di-/n.,vi., vt.

● بیراهه، کژراهه، راه فرعی

● راه انحرافی (که هنگام تعمیر و بسته بودن راه اصلی به کار می‌رود)

the road was closed and we had to take a detour

راه بسته بود و مجبور شدیم از یک راه انحرافی برویم.

● از بیراهه رفتن، از راه فرعی یا انحرافی رفتن یا بردن

because of the accident they detoured all the cars

به خاطر تصادف همه ماشین‌ها را از راه فرعی عبور دادند.

● (برای احتراز از شلوغی و غیره) دور زدن

we made a detour of Ghom and went straight for Kashan

ما قم را دور زدیم و مستقیما به سوی کاشان رفتیم.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a roundabout road (especially one that is used temporarily while a main route is blocked)
  2. travel via a detour “Somebody ----s”

مترادف‌ها

noun
[Fr.] Circuitous route, indirect way, roundabout way.

واژه‌های دیگر با معنی «انحراف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن