detour
UKdiːteər
USdı'tuə
معنی فارسی
انحراف ، خط سير را منحرف کردن.
معنی کامل و مثالها
/dē´toor´; dē toor´, di-/n.,vi., vt.
● بیراهه، کژراهه، راه فرعی
● راه انحرافی (که هنگام تعمیر و بسته بودن راه اصلی به کار میرود)
the road was closed and we had to take a detour
راه بسته بود و مجبور شدیم از یک راه انحرافی برویم.
● از بیراهه رفتن، از راه فرعی یا انحرافی رفتن یا بردن
because of the accident they detoured all the cars
به خاطر تصادف همه ماشینها را از راه فرعی عبور دادند.
● (برای احتراز از شلوغی و غیره) دور زدن
we made a detour of Ghom and went straight for Kashan
ما قم را دور زدیم و مستقیما به سوی کاشان رفتیم.
مترادفها
noun
[Fr.] Circuitous route, indirect way, roundabout way.