واپس معنی انگلیسی behind hind late rear واژههای انگلیسی با این معنی anxious دل واپس، نگران، مضطرب regressive behavior رفتار واپس رو filial regression واپس روي تباري stern way واپس روي (کشتي) afterexpulsion سرکوب (واپس زني) ثانوي anaplastic آناپلاستيک، واپس واره redemand دوباره خواستار شدن، واپس خواستن، باز خواستن hindsight ادراک، درک يا فهم امري که واقع شده .، واپس نگري inquiet اشفته، بي ارام، بي قرار solicitous مشتاق، آرزومند، مايل