hindsight
US'haınd'saıt
معنی فارسی
ادراک، درک يا فهم امري که واقع شده .
واپس نگري، باز اندايشي، قهقرانگري،
ادراک ماوقع، پسنگري
معنی کامل و مثالها
/hīnd´sīt´/n.
● (سلاح آتشین) شکاف درجهی تفنگ، مگسک عقب
● واپس نگری، باز اندایشی، قهقرانگری، ادراک ماوقع، پسنگری (دربرابر : مال اندیشی، آینده نگری foresight)
I now realize my mistakes with the benefit of hindsight
با استفاده از پسنگری اکنون به اشتباهات خود پیمیبرم.