واژگون شدن معنی انگلیسی crash tip topple upset واژههای انگلیسی با این معنی turn turtle واژگون شدن ناو يا قايق (دريايي) overset برهم زدن، واژگون ساختن، سرنگون کردن overturn واژگون کردن، برانداختن، مضمحل کردن