واژگونی معنی انگلیسی reversal turnover upset واژههای انگلیسی با این معنی subversion واژگوني، انهدام، براندازي resupination واژگوني، خميدگي، وارونه بودن. capsizal واژگوني، برگشتگي، برگشت overturning moment لنگر واژگوني image reversal واژگوني تصوير، نقض تصوير، برگشت تصوير endo تصادف منجر به واژگوني eversion برگرداني، برگرداندن، واژگوني ياواژگون سازي