واکنش کردن معنی انگلیسی answer react reply respond واژههای انگلیسی با این معنی overreact بيخود واکنش نشان دادن، بيخود احساساتي شدن، فزون واکنش کردن sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي Szent-Gyorgyl reaction واکنش چنت ژورژي، رنگ بنفش تيره اي که در اثر مخلوط، کردن محلول 1 درصد اسيد اسکوربيک با محلول سولفات wt. = weight، وزن سنگيني.، وزن اتمي react واکنش داشتن، برگشتن، منعکس شدن retroact شامل گذشته شدن، عطف بماسبق کردن، عمل معکوس کردن