وجود داشتن معنی انگلیسی be come exist obtain occur prevail subsist واژههای انگلیسی با این معنی supererogate بيش از حد بودن يا وجود داشتن، به حد افراط وجود داشتن exist زيستن، وجود داشتن، بودن coexist باهم بودن، باهم وجود داشتن، باهم زيستن objectively جنانکه در خارج معقول باشد، با داشتن وجود خارجي، بطورواقعي يا خارجي objectiveness چنانکه در خارج معقول باشد، با داشتن وجود خارجي، بطورواقعي ياخارجي be بودن، باش، شدن