ورزش کردن معنی انگلیسی exercise واژههای انگلیسی با این معنی pentathlon ورزش هاي پنجگانه زوبين اندازي و پرتاب کردن، حلقه يا صفحه آهني ring حلقه، محفل، گروه practicing (practice=) مشق، ورزش، تمرين practise (practice=) مشق، ورزش، تمرين sport ورزش تفريحي، بازي، شوخي exercise بکاربردن، اعمال کردن، اجراکردن exercize ورزش، مشق، تمرين