ورزشگاه معنی انگلیسی ballpark bowl coliseum dome gymkhana stadium واژههای انگلیسی با این معنی palaestra ورزشگاه، جاي کشتي گيري، زورخانه palestra ورزشگاه، جاي کشتي گيري، زورخانه ballpark ورزشگاه، استاديوم، تخميني gym ورزشگاه، زورخانه gymnasia ورزشگاه، زورخانه gymnasium ورزشگاه، زورخانه game clock ساعت ورزشگاه bleachers قسمت بدون سقف ورزشگاه showplace نمايشگاه، ورزشگاه . xystus (در قديم) ايوان سرپوشيده براي ورزش، ورزشگاه سر پوشيده