وسوسه معنی انگلیسی fixation obsession temptation واژههای انگلیسی با این معنی tempting وسوسه انگيز، اغوا کننده، هوس انگيز. obsessive-compulsive وسوسه اي ـ اضطراري، داراي مشخصات افکار، وسوسه اي و اظطرابات baiter تطميع و وسوسه کننده، طعمه دهنده . temptation اغوا، وسوسه نفس، فريب obsession آزار (دهي) تصديع، اذيت، وسوسه tempt اغوا کردن، فريفتن، دچار وسوسه کردن temptress اغوا کردن، فريفتن، دچار وسوسه کردن apprehensiveness بيمناکي، دل واپسي، هراس tantalizing عطش افزا، خواست انگيز، جوش به دل دهنده suggestion اشاره، القا، تلقين suggestive اشاره کننده، دلالت کننده، دال kink پيچ، تاب، گره kinkily پيچ، تاب، گره kinkiness پيچ، تاب، گره