ولایت معنی انگلیسی province واژههای انگلیسی با این معنی exarchate ولايت، استانداري، قلمرواسقف nome ولايت natural guardianship ولايت قهري legal guardianship ولايت قانوني provincialist اهل ولايت يا ايالت saintship مقام کسي که جزو اولياومقدسين درامده باشد، ولايت، پيري curatorship تصدي کتابخانه وموزه ومانند آن، ولايت satrapy ساتراپ نشين، ولايت، حکومت nomarchy استان، ولايت provice استان، ولايت province استان، ايالت، ولايت guardianship قيمومت، نگهباني، محافظت prefecture اداره، رياست، مقام رياست presidency رياست، نظارت، سرپرستي provincial ايالتي، ولايتي، محلي