ولی معنی انگلیسی but guardian however only saint warden yet واژههای انگلیسی با این معنی but ولي، اما، ليکن avenger of blood ولي دم specific guardian ولي خاص uniparental ازيک ولي، از يک پدر و مادر. natural guardian ولي قهري legal guardian ولي قانوني snollygoster ادم زيرک ولي بي مسلک. lighter shade از همان رنگ ولي روشن تر psychobabble به سبک روانکاوان ولي سطحي sad sack ادم خوش نيت ولي احمق وبي عرضه . ferrimagnetic داراي خاصيت مغناطيسي ضعيف ولي دائم wiseacre کسيکه ادعاي عقل ميکند ولي نادان است، ابله، احمق called strick پرتابي که از منطقه توپزن مي گذرد ولي، ضربه نمي خورد (بيس بال) wise acre کسيکه ادعاي عقل ميکند ولي نادان است. irony of fate پيشامدي که بخودي بخودنا گوار نيست ولي، نابهنگام است، پيشامد Marrano يهودي که به ظاهر مسيحي شده ولي در خفا، مذهب خود را نگه ميدارد freesia يکجورگل پيازدارکه مانندرازقي ولي ازان، درازتروکم برگ تراست however هرچند هرقدرهم ولي باوجوداين لکن بهرحال lance-corporal درجه اي که کار سرجوخه را ميکند ولي حقوق، سرباز را ميگيرد affirmant کسيکه سخني را بطور قطع مي گويد ولي سوگند، نمي خورد، تصديق کننده lambently با تابندگي ملايم چنانکه بتابد ولي نسوزاند land-crab n خرچنگي که در زمين زندگي مي کند ولي در دريا، تخم مي ريزد mattoid کسيکه مغز غير عادي دارد ولي روي هم رفته خل، است apomixis تکثير بوسيله ء بافتهاي تناسلي ولي بدون لقاح.