وکیل کردن معنی انگلیسی depute واژههای انگلیسی با این معنی subrogate جانشين کردن، وکيل کردن take counsel with مشورت کردن با، با وکيل مشورت کردن delegate نمايندگي دادن، نماينده کردن، وکيل کردن substitute جانشين، قائم مقام، عوض