ویژه ای
معنی انگلیسی
exclusive
واژههای انگلیسی با این معنی
- bodoni حروف چاپي ويژه اي که توسط نقاش، ايتاليايي گيامباتيستا بدوني ابداع شد.
- knight bachelor شواليه اي که درهيچ سلک ويژه اي نباشد
- design points ترکيب ويژه اي از متغيرها که پروسه طراحي، براساس آن صورت ميگيرد
- sectionalism دلبستگي به بخش يا ناحيه ويژه اي از کشور، تعصب ناحيه اي
- sectionalist دلبستگي به بخش يا ناحيه ويژه اي از کشور، تعصب ناحيه اي
- nonce word واژه اي که به تقاضاي يک موقع ويژه بسازند
- gutta-percha کائوچويي که ازدرخت ويژه اي درشبه جزيره ملي، ميگيرند، قندران
- rose gall برآمدگي در درخت نسترن که آنرا حشره ويژه اي، فراهم مي ورد
- introductory word کلمه اي که در اغازجمله اي بکاربرده شودو معني، ويژه اي نداشته باشد
- radius dimpling ايجاد گودي در سطح ورقه هاي فلز توسط، ابزار مخروطي شکل ويژه اي
- gentleman at large قاي بيکار، کسيکه وابسته بدرباراست و کار ويژه اي ندارد
- approved data سوابق و اطلاعاتي که ميتوانند براي تعيين، مراحل تعميرات يا تغييرات هواپيماي، ويژه اي بکارروند
- hue رنگ، فام، حالت ويژه اي از رنگ
- popcorn ذرت بو داده، چس فيل.، ذرت ويژه اي که با آن ذرت بو داده درست
- demarche اقدام سياسي، عمل سياسي، اقدامي است که دولتي در مورد مسئله خاصي
- PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي
- sig Special Interest Group، زيرمجموعه اي از يک سازمان تخصصي يا کلوپ، استفاده کنندگان است با اعضايي داراي
- Hellenist دانشجوي زبان وادبيات يوناني، کليمي اي که زبان مادري اويوناني، ويژه گر زبان وادبيات و فرهنگ يونان باستان
- specific ويژه، مخصوص، معين
- specificity ويژه، مخصوص، معين
- notional نظري، خيالي، تصوري
- slang زبان غير ادبي، زبان بازاري، زبان پيشه اي
- slangily زبان غير ادبي، زبان بازاري، زبان پيشه اي
- slanginess زبان غير ادبي، زبان بازاري، زبان پيشه اي