پارچه پشمی
معنی انگلیسی
wool woolen woollen
واژههای انگلیسی با این معنی
- cassimere پارچه پشمي، پشمينه ي جناغي
- woolier پارچه پشمي
- woolies پارچه پشمي
- wooliest پارچه پشمي
- woollier پارچه پشمي
- woollies پارچه پشمي
- woolliestwooly پارچه پشمي
- woolly پارچه پشمي
- bunting پارچه پشمي پرچمي
- melton يکجور پارچه پشمي
- kendal green پارچه پشمي سبزرنگ.
- kendal پارچه ي پشمي زبر و سبز، سبز
- petersham يکجور پارچه پشمي پالتوي، نوار کلفت وراه راه که براي ......مي برند
- tartan يکجور پارچه پشمي شطرنجي، يکجور کشتي يک دگلي در مديترانه
- Bolivia پارچه ي پشمي ضخيم و نرم
- cassi mere پارچه پشمي جناغي مردانه .
- dornick نوعي پارچه پشمي وابريشمي.
- hodden پارچه ي زبر پشمي به رنگ خاکستري
- prunella پارچه پشمي که براي رويه کفش بکار ميرودو، پيشتربراي رداي وکيلان است
- tweed يکجور پارچه پشمي با پشم و نخ که براي جامه، مردانه به کار ميرود
- tweediness يکجور پارچه پشمي با پشم و نخ که براي جامه، مردانه به کار ميرود
- woolen پشمي، پارچه هاي پشمي
- drugget گليم پشمي، پارچه پشمي زمخت
- saxony ايالت ساکسوني، پارچه ي پشمي و نرم، کامواي پشمي