پاسخ معنی انگلیسی answer replication reply response واژههای انگلیسی با این معنی response پاسخ، جواب حرکت متقابل، تاثير replication پاسخ، جواب سر جواب، پاسخ خواهان بدفاع خوانده answer پاسخ، جواب، دفاع answerability پاسخ، جواب، دفاع answerableness پاسخ، جواب، دفاع answerably پاسخ، جواب، دفاع rejoinder پاسخ، جواب، جواب سر جواب replied پاسخ، جواب replies پاسخ، جواب reply پاسخ، جواب rebutter پاسخ رد، جواب رد، رد کننده unanswered بي پاسخ، بلا جواب counterplea پاسخ رد، جواب رد response duration مدت پاسخ response intensity شدت پاسخ voice answer back پاسخ سمعي، يک دستگاه پاسخ صوتي که مي تواند سيستم، کامپيوتري را به يک شبکه تلفني وصل کند rejoin پاسخ دادن، بازپيوستن به، دوباره ملحق شدن correct response پاسخ درست moro response پاسخ مورو response rate سرعت پاسخ response time زمان پاسخ right answer پاسخ درست running rate آهنگ پاسخ image response پاسخ تصوير، رفتار فرکانس تصوير