پاسداری معنی انگلیسی patrol ward watch واژههای انگلیسی با این معنی watcher کسيکه پاسداري و نظارت ميکند، مراقب. guard نگهباني، نگهداري، پاسباني goaltending دست زدن به توپي که توسط حريف به طرف حلقه، پرتاب شده است و دارد سير نزولي خود، را طي ميکند