پاگیر معنی انگلیسی impediment stumbling block واژههای انگلیسی با این معنی crossrial carriage پاگير تير عرضي caltrop خسک، پاگير، بته خار obstaele مانع، پاگير، پابند lumber تير بريده، الوار، خرت و پرت obstacle گير، مانع، رداع