پایان دادن معنی انگلیسی cease conclude finish discontinue do drop end settle scotch terminate واژههای انگلیسی با این معنی par in پايان دادن بازي گلف با کسب امتياز، استاندارد در بخشهاي باقيمانده overscan از دست دادن متن در پايان خط وقتي که، کامپيوتر و مانيتور بدرستي با هم سازگار، نيستند carry one's bat تا پايان بازي ادامه دادن کار توپزن بدون، سوختن (کريکت) discharge of contract انجام تعهدات قراردادي، پايان دادن به، تعهدات قراردادي good offices مساعي جميله، عبارت است از دخالت دولت ثالث به منظور، پايان دادن به اختلافات دو دولت terminate به پايان رساندن، خاتمه دادن، منقضي کردن