پدیدار معنی انگلیسی emergent visible واژههای انگلیسی با این معنی visible پديدار، نمايان، مرئي phenomenalism پديدار نگري phenomenology پديدار شناسي phenomenological پديدار شناختي، پديداري caulescent داراي ساقه پديدار phenomenological psychology روانشناسي پديدار نگر target echo علايم دريافتي از هدف يا پديدار شده روي، صفحه رادار از هدف conspicuous هويدا، پديدار، معلوم air impingment عيبي در پرداخت هواپيما که رنگ آن مات شده، و حبابهاي هوا در سطح رنگ پديدار ميشوند exposed روباز، بي پناه، سرد extant موجود، باقي، مانده