پر سروصدا معنی انگلیسی highflown loud noisy rackety rattly raucous roaring loudmouthed uproarious واژههای انگلیسی با این معنی highflown پر سروصدا، پر لاف و گزاف، پر خواب و خيال zippy پر از وزوز، پر سروصدا، پر نيرو. barrelhouse ميکده ورقاصخانه ارزان قيمت.، جاز پر سروصدا، جاز ميخانه اي ballyhoo هياهو، سروصدا، پر سروصدا و اغراق آميز clambake پيکنيک، اجتماعي درخارج.، خوراکي که بدين روش پخته ميشود