دیکشنری فارسی

clambake

معنی فارسی

پيکنيک، اجتماعي درخارج.

خوراکي که بدين روش پخته ميشود

گردهمايي خودماني و پر سروصدا

معنی کامل و مثال‌ها

/klam´bāk´/n.

پیک‌نیک (معمولا کنار دریا) که طی آن صدف (یا ماهی و مرغ و غیره) را روی سنگ و آتش می‌پزند

خوراکی که بدین روش پخته می‌شود

(عامیانه) گردهمایی خودمانی و پر سروصدا

ریشه و کاربرد

Noun

An outdoor party or gathering where clams and other seafood are cooked, often on a beach.

ریشه

From clam + bake.

مثال

  • We're having a clambake on the shore this weekend.
  • The annual clambake is a popular event in the coastal town.
  • The clambake featured live music and games for all ages.

ترکیب‌های رایج

Annual clambake Traditional clambake Beach clambake Coastal clambake

واژه‌های دیگر با معنی «پيکنيک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن