پر شدن معنی انگلیسی fill heap store واژههای انگلیسی با این معنی resound صدا پيچ شدن، از صدا پر شدن، پيچيدن resoundingly صدا پيچ شدن، از صدا پر شدن، پيچيدن bureaucratize تبديل به نظام ديوان سالاري کردن، پر از قرطاس بازي شدن يا کردن، ديواني کردن gamey پر از شکار، داراي بو و مزه گوشت شکار که نزديک فاسد، شدن باشد budding شکوفه کردن، غنچه کردن، جوانه کردن populate اباد کردن، پر جمعيت کردن، معمور کردن plumpy گوشتالو، پر گوشت، چاق