دیکشنری فارسی

resound

US'ri:'saund

معنی فارسی

صدا پيچ شدن ، از صدا پر شدن ، پيچيدن ،

پهن شدن ، منعکس کردن ، برگرداندن

معنی کامل و مثال‌ها

/ri zound´/vi., vt.

● دوباره صدا کردن (رجوع شود به: sound بعلاوه‌ی re-)، طنین افکن شدن، پژواک کردن، بازخنیدن، خنیدن، (صدا) فراگرفتن

the organ resounded through the church

ارگ در کلیسا طنین‌انداز شد.

● صدای بلند ایجاد کردن، (از صدا) به لرزه در آوردن یا درآمدن، نعره زدن، نوفیدن

the hall resounded with applause

سالن از هلهله و کف زدن به لرزه درآمد.

● آوازه‌افکن شدن، سرزبان‌ها افتادن، پیچیدن

a fame that has resounded through ages

شهرتی که در همه‌ی روزگاران پیچیده است

تعریف انگلیسی

verb
  1. ring or echo with sound “the hall resounded with laughter” “Something ----s” “Somebody ----s PP” “The woods resound with many kinds of birds”
  2. emit a noise “Something ----s” “Somebody ----s”

مترادف‌ها

I. verb active
1. Echo, re echo, reverberate.
2. Sound, extol, celebrate, praise.
II. verb neuter
Echo, reverberate, ring.

واژه‌های دیگر با معنی «صدا پيچ شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن